ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

725

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

نواحى مشرق اختصاص دارد و فزونى عمران به علت بسيارى نتايج كارها منشأ منافع و كسب‌هاى فراوان مىشود و از اين رو مشرق زمين از ميان همهء سرزمين‌ها به رفاه اختصاص يافته است ، نه اينكه تنها اثر نجومى موجب آن است . بنابر اين از آنچه نخست بدان اشاره كرديم فهميده شد كه تنها سبب نجومى بدان اختصاص ندارد ( و هم ياد - آور شديم ) كه مطابقت ميان حكم نجومى و عمران و طبيعت زمين امرى اجتناب ناپذير است . و كيفيت رفاهى را كه در پرتو عمران حاصل مىشود ميتوان در سرزمين افريقيه و برقه [ 1 ] مورد ملاحظه قرار داد كه چون ساكنان آن ناحيه تقليل يافت و از عمران آن كاسته شد چگونه وضع زندگانى مردم آن سامان متلاشى گرديد و به فقر و بينوائى دچار شدند و ميزان خراج آن نقصان پذيرفت و در نتيجه دولتهاى آن مرز و بوم گرفتار بينوائى شدند ، در صورتى كه پيش از اين دولتهاى شيعه و صنهاجه چنان كه به تو رسيده است در آن سرزمين در منتهاى رفاه و فراوانى خراج و توانگرى بسر ميبردند و مخارج و مستمريهائى افزون ميپرداختند ، چنان كه حتى بيشتر اوقات كالاهاى بسيارى براى رفع نيازمنديها و مهمات سلطان مصر از قيروان بدان كشور صادر مىشد و ثروت دولت به حدى بود كه جوهر كاتب هنگامى كه براى فتح مصر سفر ميكرد هزار بار سيم و زر با خود همراه برد كه بدانها ارزاق و مستمريهاى لشكريان و مخارج مجاهدان را آماده ساخته بود . و هر چند سرزمين مغرب [ 2 ] در قديم از لحاظ ثروت فروتر از افريقيه بشمار ميرفته است ، ولى در عين حال كشورى كم ثروت هم نبوده است . چنان كه وضع آن سرزمين در روزگار دولت موحدان در نهايت رفاه بود و خراج فراوانى عايد آن دولت ميشد و علت آنكه در اين روزگار ثروت و ماليات آن نقصان پذيرفته اين است كه

--> [ 1 - ) ] بفتح با و قاف [ 2 - ) ] مقصود مؤلف در اينجا از مغرب ، الجزيرهء غربى و مراكش است ، ( از دسلان ) .